آويزون: به كسي گفته مي شود كه به كسي وابسته است ؛ انگل

اوشكول: غربتي، گيج، معادل پپه برو جلو بوق بزن: زياد ادعا نكن، زياد حرف نزن

چلغوز: عقب مانده، گيج

چمنتيم: مخفف چاكرتيم، نوكرتيم، مخلصتيم

خيالي نيست: مهم نيست، مسأله اي نيست

جيك ثانيه: زود، سريع

دودره: كلك زدن، حقه بازي، كلاه گذاشتن ، سر كار گذاشتن كسي

ديفار: ديوار

سيريش: سمج

سوتي دادن: ضايع كردن، خراب كردن، انجام دادن كاري بر خلاف قاعده معقول

سيابازي: حقه بازي، شارلاتان بازي

شاسكول: مسخره، خل

شاسي بلند: قد بلند

قات  زدن: قاتي كردن، جوش آوردن، آشفته و عصباني شدن

قزميت: آدم عقب افتاده

آخرشه، تهشه، ِاندشه: پايان، نهايت، در كار مورد نظر خبره و تمام بودن

آلبالو: تقريبا معناي خاصي ندارد و براي ضايع كردن طرف مقابل به كار برده مي شود

آنتي حال زدن: ضد حال زدن، حال طرف را در شرايط خاص گرفتن

آواكس: خبرچين

آينه بغل اتوبوس: به گوش هاي پهن و ايستاده و بزرگ گفته مي شود

آي كيو: باهوش، زرنگ يا براي مسخره كردن هوش طرف به كار مي رود

اتو كشيده: آدم شق و رق

اجمالتيم: كوچك شده شما هستيم

اخرابتيم: خرابتيم

ارجينال: اصيل، منحصر به فرد

اشتب: مخفف اشتباه

افتض: مخفف افتضاح

افقي شدن: مردن

اوت: پرت

با اتيكت: با شخصيت

باتري قلمي: لاغر، مردني

باحال: بامعرفت، بامرام

با دنده سنگين رفتن: عجله نداشتن، آرام و با طمانينه راه رفتن

بچه راكفلر: بچه پولدار

بچه مثبت: آدم سر به راه

بچه پاستوريزه: بسيار تميز و مرتب

بر و بچ: مخفف بر و بچه ها

بيلبورد: نهايت تابلو شدن

پاچه خوار: چاپلوس

پارازيت: اختلال، مزاحمت

تگري، شكوفه: حالت تهوع، بالا آوردن

پايه: اهلش هست، همراهي مي كند

پيچ پليسي : كشيدن ترمز و دور زدن ماشين

تابلو: انگشت نما، مشهور

تريپ: قيافه، سبك، شيوه

تي تيش: به كساني گفته مي شود كه خيلي وسواس دارند و در هر كاري خيلي حساس هستند

جوات: بي كلاس

جير جيرك: پرحرف

چراغ خاموش: مخفيانه

حسش نيست: حوصله اش را ندارم

خالي بند: دروغگو

خبرگزاري: سخن چين

خفن: بي نقص، خوب و تحسين  برانگيز يا براي هر نوع اغراق به كار مي رود

دور سه فرمان: كسي كه خيلي مشكل دارد؛ بسيار قاتي

كره: خيلي باحال

رادار: جاسوس

سه: مايه شرمندگي

شيرين عسل: چاپلوس، بادمجان دور قاب چين

سيرابي: توهيني قديمي از دوره برادران آب منگل

بر و بكس (يا فقط بكس): همان بر و بچ

نمور (نموره): جزئي، كوچك، كمي

نك و نال: ناله و زنجموره

بريدن: كم آوردن، ناتوان شدن

فك زدن: خيلي حرف زدن، ايضا چانه زدن

فنچ، فنچول: دختر كم سن و سال

هاگير واگير: گير و دار، شلوغي و پلوغي

قزل قورت: گرسنگي شديد

شله زرد: شل و وارفته

صفا سيتي: كنايه از لذت بردن زياد

قه ثانيه: فورا

كل كل كردن: لجبازي كردن

گرخيدن: ترسيدن

گير سه پيچ: سماجت بسيار

كف و خون بالا آورد (قاتي كرد): خيلي تعجب كرد، خيلي هيجان زده

آمپر چسبوند: عصباني شد

مگسي شد: عصباني شد

ريليف (ريليفش كن): آماده (آماده اش كن)

آنتن: آدم فروش، خبرچين

يول: گيج، مراجعه كنيد به شاسكول

شلخك: همين جوري، اله بختكي

خَز: آخر جوات، بي كلاس بالاي شهري

خز و خيل (خز و پيل): خز و دوستان اجتماع چند خز

زاخار: مزاحم، چيز ضعيف و بي كلاس

تريپ مرگ: بسيار بدحال و ايضا بسيار باحال

خط خطي ام: اعصابم خرد است

سيستم: هر چيز الكترونيكي كه به هر وسيله اي سوار مي شود

تابيل: نوعي تابلو، ضايع بودن

زابيل: تابلو بودن ضايع

خالتور: موسيقي جوات

زابلو: تلفيقي از تابيل و زابيل با اشاره به ريشه كلمه

بينيم با: بگير بنشين سر جايت، بي خيال بابا، اين طورها هم نيست

آژير باش: حواست جمع باشد

كيشميشي: درهم و برهم، قاتي

بزنگ، بتلف: تماس بگير، تلفن كن

تيليف: شماره تلفن، تلفن

برقیشم اگه شما بلدید بگید-اسیرتونم (میخوامتون)((دوستتون دارم))با وبلاگ من همراه باشید (بای)((گودبای))(((خداحافظ)))