میم مثل مسافر
در قرن گذشته یک توریست امریکایی یک مبلغ دینی مشهور را ملاقات کرد.او از خانه بسیار ساده عارف که تنها یک اتاق پر از کتاب بود تعجب کرد. تنها مبلمان منزل او شامل یک میز و نیمکت بود.توریست از عارف پرسید : لوازم منزل ومبلمان تو کجاست؟
عارف پاسخ داد : مال تو کجاست؟
مال من! من که فقط اینجا یک مسافرم!؟
عارف جواب داد : من هم همینطور.مسافرم.
+ نوشته شده در ساعت توسط امین معبادی
|
روزی که به دنیای مجازی میآمدم فرش قرمزی پهن بود و هزاران هزار کاربر، کلاه خود را به احترام من برداشته بودند و از آنجایی که میدانستند شخص شخیصی مثل اینجانب به زودی پلههای ترقی را یک به یک طی خواهد کرد، کلاههای خود را تکان میدادند و سوت میزدند و کف و هورا.